![]()
![]()
شخصی
|
![]()
![]()
در بهترین حالت که بینندگان کانال را عوض نمی کنند در هپروت خود غوطه می خورند و آگهی ها که با پرداخت مبالغ گزافی برای هر ثانیه جلوی چشمشان رژه می روند پیامشون رو در اعماق بایگانی ناخوداگاه شماره می کنند!!
بهترین حالت برای ارسال پیام در هپروت بینندگان پیام کلایتون است (تصاویری بدون پیام مستقیم) گفته شده این پیام ها چاله های ذهن بیننده ها را پر می کنند و بعد بدون اراده یک حس یا یک نظر کلی بدون یک شعار مستقیم فقط با استفاده از یادگیری در سطح بسیار پایین از درگیری اتفاق می افته .
پیام کلایتون باید خیلی باحال باشه تا کیفیت حس کلی بره بالا!

شستشوی مغز عموما زمان یاتفاق م یافته که عقیده ی کسی را بخوایم از بیخ و بن تغییر دهیم "خوشاینده نه؟"
در روانشناسی روشهای مختلفی مورد تحقیق قرار گرفته :
بحث را به شکل افراطی مطرح نکنید یعنی یطرف رو کم کم بیارید تو خط اول ماهی یه نخ بعد هفته ای یه نخ بعد هم ...
از یکی برای قانع کردنش استفاده کنید که خودش ضرر می کنه مثلا کسی که از فروش محصول ضرر می کنه..
اگه بتونید از یه ادم خوش تیپ که خیلی تو اون زمینه مقبوله استفاده کنید ...اما به شرطی که طرف خیلی محکم به مصرف کننده بگه این کارو باید انجام بدی
اما بهترین روش اگه کسی عقیده ای راجع به چیزی داشته باشه که تا به حال مورد حمله قرار نگرفته باشه بلافاصله حرف شما رو قبول می کنه و مغزش شسته می شه.
تا به حال آگهی با این عظمت و با این سادگی دیده بودید؟آن هم در رادیو؟!!
کسی می گوید آری
به تولد من
به زندگی ام
به بودنم
ضعفم... ناتوانیم...مرگم
کسی می گوید آری
به من
به تو
و از انتظار طولانی شنیدن پاسخ من
شنیدن پاسخ تو
خسته نمی شود.
"مارگوت بیکل"
در خرابات مغان نور خدا می بینم وین عجب بین که چه نوری زکجا می بینم
تا این جزوه را شروع به خواندن کردم به قول اصفهانی ها "همچی یوخته"خونم به جوش امد...کم کم که به بخش مقایسه روایط عمومی با تبلیغات رسیدم غیرتی شدم آخه انصافه که خر چی پولدوستی و قدرت طلبی و ادم حساب نکردن مخاطب و....هر چی بدو بیراهه بندازن گردن تبلیغات؟؟؟؟؟؟؟
البته پول خیلی چیز خوبیه (اینو دوستان در کامنت های قبلی ثابت کردن)اما این ارتباط چی ها که ما شاگردانشونیم ما رو فرزند نا خلف می دونند اخرش این بچه ناخلف رو به نفع روابط عمومی سر به نیست می کنن حالا ببینید کی گفتم!!!!
(هر چند مهم نیست ها ما که هدفمون معلومه:پول در اوردن!!!حالا چه پرو پاگاندا چه پابلیک ریلیشن!!!)
نه بوي خاك نجاتم داد
نه شمارش ستاره ها تسكينم
چرا صدايم كردي چرا ؟
سراسيمه و مشتاق سي سال بيهوده در انتظار تو ماندم
و نيامدي نشان به آن نشان كه دو هزار سال از ميلاد مسيح مي گذشت
و عصر عصر واليوم بود و فلسفه بود و ساندويچ دل وجگر
يه لطيفه ي تبليغاتي:می دانم که نیمی از بودجه ی تبلیغاتی من اتلاف پول است اما نمیدانم کدام نیمه؟(اگه بیمزه است تقصیر من نیست)
حالا خداییش همین طوریه؟تو دنیای فلسفه و علم و ...میگن تبلیغات یعنی هزینه ی بیهوده جواب یه سری شرکت ها به این تهمت اینه که اگه این قدر تبلیغ نکنیم این قدر نمی فروشیم و این قدر نفروشیم قیمت هامون پایین نمی اد!!!منطقیه نه؟
خب قانع کنندست اما در وطن ما که از تمام دنیا جداست هر جنسی که تبلیغات داره یه چند ریالی گرون تر از بقیه است البته دنیا ارزش این حرف ها رونداره ها!حالا چند ریال بیشتر روی اتیکت قیمت جنس اصلا مهم نیست ...ولی کارکرد تبلیغات چی می شه؟وقتی که تولید رو بالا نبره خرید رو بالا نبره قیمت ها رو هم کم نکنه!؟شاید هم خرید هم بالا می ره و قیمت ها پایین نمی اد ...یا تولید و خرید بالا می ره قیمت پایین نمی اد....یا تولید بالا میره فروش پایین می اد قیمت هم...........حالا پیدا کنید پرتغال فروش را!!!!!!!!
حافظ از کلمه خدا و رب بیشتر
حافظ از کلمه خدا و رب بیشتر بهنگام درخواست کمک و دعا استفاده می کند.
یارب سببی ساز که یارم به سلامت
بازآید و برهاندم از بند ملامت
این چه استغناست یارب وین چه قادرحکمتست
کاین همه زخم نهان هست و مجال اه نیست
یارب مگیرش ارچه دل چون کبوترم
افکندوگشت و عزت صید حرم نداشت
اما در مفاهیم کنا یه ای از خداوند اشارات مختلفی به صفات خداوند شده:
در بیت زیر اشاره به خالقیت خدهوند دارد:
خیز تابر کلک ان نقاش جان افشان کنیم
کاین همه نقش عجب در گردش پرگار نیست
در بیت زیر خداوند با لطف ازلی اش و عدالتش یاد شده:
ناامیدم مکن از سابقه ی لطف ازل
تو پس پرده چه دانی که که خوبست و که زشت
در بیت زیر اشاره به جلال وجمال خداوند دارد:
حسنت باتفاق ملاحت جهان گرفت
آری باتفاق جهان می توان گرفت
در اشعار حافظ به بندگی و تسلیم ما و حکمت ودانایی خدا:
مزن زچون و چرا دم بنده مقبل
قبول کرد بجان هر سخن که جانان گفت
خداوند در دنیا از چشم ما مستور است وما هر کدام به نوعی در پی او هستیم:
روشن از پرتورویت نظری نییست که نیست
منت خاک درت بر بصری نیست که نیست
ناظر روی تو صاحب نظرانند اری
سر گیسوی تو در هیچ سری نیست که نیست
من و باد صبا مسکین دو سرگردان بیحاصل
من از افسون چشمم مست واوازبوی گیسویت
کس نیست که افتاده آن زلف دوتانیست دررهگذرکیست که دامی زبلا فکر کنم این کلش مفهوم داره من که نمی تونم یعنی دلم نمیاد یه کلمشو جدا کنم.ولی در شرح این:به قول کریستین بوبن "همه گرفتارند"
امشب کتاب نامه های عاشقانه ی یک پیامبرو باز کردم(جبران فکرکرد دارم تفال میزنم )یه نامه اومد که جمله ی اولش این بود "خداوند تورا حفظ کند و یار توباشد هر چه خسته تر باشی اونزدیک تر خواهد بود"خیلی خوشحال شدم اخه میگن در بعضی احوالات پرتوی تجلی خداوند به ادم می تابه اینم یکیشه –خسته تر-پس الان که خدا به من نزدیکه تا خستگیم در نرفته و از خدا دور نشدم از دنیاو اخرت خودموبی نیاز کنم،اخه یه جای دیگه هم خونده بودم "خداوند به هر کسی خیلی نزدیک است ان هنگام که خیلی غمگین است؛خیلی زیاد"وحالا اقا خلیل هم میگه خسته ...
و من نمی دانم که چرا ...در قفس هیچکسی کرکس نیست.....................
اندکی بدی در نهاد من
اندکی بدی در نهاد ما...
و لعنت جاودان بر تبار انسان فرود می آید.
آب ریزی کوچک به هر سراچه-هر چند که خلوتگاه عشقی باشد-
شهر را
از برای آنکه به گنداب در نشیند
کفایت است.
"شاملو"
